![]() (((توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره؟؟؟))) به جای دسته گل بزرگی كه فردا بر قبرم نثار می كنی امروز با شاخه گل كوچكی يادم كن بجای سيل اشكی كه فردا بر مزارم می ريزی امروز با تبسم مختصری شادم كن بجای آن متن های تسلیت گویی كه فردا در روزنامه ها برايم می نويسی امروز با پيام كوچكی خوشحالم كن من امروز به تو نياز دارم نه فردا......
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مهر 1388
تیر 1388 دی 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 جستجو
پیوندها
دریام
تمنا خزان غزال غریبه بارون ehab غروب پنجره دلکده رهگذر عشق با نمک قاصدک الهه ناز نگاه تلخ ماه آرزو پوریا رپه سحوری قاصدک* نهان دل احساس ترنم مهر درد آشنا یک پنجره عمو حمید الهه ی ناز تک ستاره سکوت دل بهار اشعار سیما جون من هستم کاخ تنهایی زیبای خفته مسافر تنها عاشق تنها عاشق تنها آسمون آبی دنیای خرابه حباب عشق محبوبه شب حرف حساب دنیای عشق عشق پنهان غروب تنهایی رهگذر مهتاب مشق عشق نازنین عاشق وبلاگ کوچولو قلبهای نا آرام تک دختر باران قصر ستاره ها قصر ستاره ها سایه هیچکس کوچولوی مرموز همسفر عشق شبهای تنهایی فروش نوت بوک یا تو یا هیچکس مرد تنهای شب عشق من آرش عشق 5 حرفی عاشقانه عشق تراشه ذهن من روزهای عمر من معشوق بی وفا عاشق با کلاس سکوت و تنهایی بوسه ی قدیمی ستاره ی سهیل قلبهای شکسته یاس پر احساس روزهای بی آفتاب لبخند یک قاصدک بهترین بهترین من دنیای اس ام اس چرندیات یک روانی تنها مسافر عشق روزی که من شدم هم ناله کمکی کن دل شکسته روزگار یه غریبه تنهای تنها گو مدعی عشق را نغمه های عاشقانه دوستی و مهر ورزی تنها محبت مهربونی!! دارم از تو مي نويسم... عشق پاک و بی نهایت آواز ققنوس در شب روشن شاد بر آنم که در این دیر تنگ بزرگترین مرکز دانلود و آموزش به نا م تک راهب قلبهای تصادفی شمع بودن ذره ذره اب گشتن تا بكي زندگی با امید داشتن ممکن می شود از دوست داشتن تا دوست داشته شدن وقتی نیستی هرچی غصه اس تو صدامه پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است ای دوست مرا به خاطره نه به خاطر بسپار برای خدا می نویسم,شاید که عاشقم شود ~~~~~ زیباترین شعرهای عاشقانه ~~~~~ گلستان tak fanos سرنوشت بیزارم ازت.... :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
قاصدک مسافر
ای کاش ماه میدانست از میان این همه ستاره و سیاره تنها یکی مشتریست تولد قاصدک مسافر
سلام به همه امروز تولد قاصدک مسافره
سه سال پر خاطره گذشت سالی پر از غم ها و شادی ها از همتون ممنونم که تو این ۳ سال تنهام نذاشتید ومن و نوشته هامو تحمل کردید
امیدواریم امسال هم با من و قاصدک همراه باشید و تنهامون نذارید
و در آخر نشد برم نشد نره نشد بخواد نشد بیاد نشد ولی شاید بشه واسم دعا کنید زیاد در پناه حق شادو پیروز باشید
|+|
عسلم تولدت مبارک
با صد تا دریا پر ععشق و اشتیاق و پولک
فقط می خواد بهت بگه:
زندگیم با بودنت درست مثل بهشته
عزیزم دوست دارم تولدت مبارک
|+| نوشته شده توسط دریا مهرسا در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 ساعت 0:4
گل میخک
میخوام از تو بنویسم تو که طمه ی خزونی با صداقت سر عهدت تو نتونستی بمونی می خوام از تو بنویسم تو که پا رو عشق گذاشتی غنچه ی عشق دلم رو توی گلدونت نکاشتی
تو ندیدی تاب نیلوفر و پیچک تو از آسمون بریدی و ندیدی پرده ی آبیه آسمون و ابرک
من گناهم دو تا چشم بی ریا بود تو غرورت بستر فاصله ها شد
|+| نوشته شده توسط دریا مهرسا در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 18:13
می دونی؟
می دونی؟ یه اتاقی باشه گرم گرم روشن روشن تو باشی و من باشم... کف اتاق سنگ باشه...سنگ سفید تو منو بغلم کنی که نترسم... که سردم نشه...که نلرزم... اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار...پاهاتم دراز کردی... منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم... با پاهات محکم منو گرفتی...دو تا دستتم دورم حلقه کردی.
می گی آره...بعد چشاتو می بندی. بهت می گم... قصه میگی برام...تو گوشم؟ می گی آره... بعد شروع می کنی آروم آروم... تو گوشم قصه گفتن... یه عالمه قصه ی طولانی و بلند.... که هیچ وقت تموم نمی شن. می دونی؟ می خوام رگ بزنم...رگ خودمو...مچ دست چپمو. یه حرکت سریع... یه ضربه ی عمیق... بلدی که؟ ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم تو چشاتو بستی...نمی دونی. من تیغ رو از جیبم در میارم... نمی بینی که سریع می برم... خون فواره می زنه...رو سنگای سفید... نمی بینی که دستم می سوزه. لبم رو گاز می گیرم ...که نگم آآآخ... که چشاتو باز نکنی ونبینی منو... تو داری قصه می گی. دستمو می زارم رو زانوم...
و از زانوم می ریزه رو سنگا. قشنگه مسیر حرکتش. حیف که چشات بسته ست و نمی تونی ببینی. تو بغلم کردی...می بینی که سرد شدم... محکم تر بغلم می کنی که گرم بشم. می بینی نا منظم نفس می کشم... می گی... آآخی... دوباره نفسش گرفت. می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی ...سرد تر می شم... می بینی دیگه نفس نمی کشم... چشاتو باز می کنی... می بینی که من مردم. می دونی؟ من می ترسیدم خودمو بکشم... از سرد شدن... از خون دیدن...از تنهایی مردن... وقتی بغلم کردی...دیگه نترسیدم. مردن خوب بود...آروم آروم. گریه نکن دیگه... من که دیگه نیستم چشاتو بوس کنم و بگم خوشگل شدیاااا... بعدش تو همون جوری وسط گریه هات بخندی. گریه نکن دیگه...خب؟ می شکنه دلم... دلم نازکه...
خب؟ |+| نوشته شده توسط دریا مهرسا در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 0:10
برای خدا
دلم را سپردم به بنگاه دنيا
ببخشيد، ديگر |+| نوشته شده توسط دریا مهرسا در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 19:25
تا ابد توانتظارت
گفتی تو روزهای آخر
|+| نوشته شده توسط دریا مهرسا در چهارشنبه سی ام آبان 1386 ساعت 19:26
من که باورم نمیشه
من که باورم نمیشه تو نباشی عشق نباشه گل نباشه پشت پنجره نباشی دلم از دلت جداشه من که باورم نمیشه تو نمونی تو نباشی من نباشم مگه میشه تو نمونی من نمیرم زنده باشم من که باورم نمیشه بردن اسم تو از یاد آخه حس عاشقی رو دستای تو یاد من داد زیر سایه ی تو بودن از گذشته تا همیشه منو جا نذار تو دردا آخه باورم نمیشه من که باورم نمیشه
|+| نوشته شده توسط دریا مهرسا در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ساعت 8:35
نمی خوام بهت بگم دوست دارم
به تموم کارای روی زمین زل زدن به چشم تو مقدمه حتی آوردن اسم تو واسم مثل یک مراسم مقدسه واسه مستی یه عمرم یه نفس بودن کنار تو برام بسه نمی خوام نگامو از تو بگیرم نکنه که گم بشی تو سایه ها حتی دردو دل برات نمی کنم تا دلت نگیره از گلایه ها
دل ما با هیچ کسی راه نمی یاد تو حریف منو تنهایی میشی وقتی شب تو موج رویا گم میشم تو برام پری دریایی میشی
اگه تو تو زندونم پا بذاری دیواراش باز میشه فرش پای تو نمی خوام بهت بگم دوست دارم خیلی اون ور تر از احساس منه لحظه ای که تو دیگه منو نخوای خیالم جمه که وقت مردنه |+| نوشته شده توسط دریا مهرسا در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 22:51
فکرشو کن
فکرشو کن یه روزی خیلی ساده بگم که عشقم از سرت زیاده فکرشو کن که نه بشه جوابم خط بزنم اسمتو از کتابم فکرشو کن فکرشو کن نباشم مثل تو شم مثل تو بی وفاشم فکرشو کن بی تو نفس بگیرم یه روز بیام قلبمو پس بگیرم یه لحظه فکر کن و ببین چه ساده میشه بد شد ساده و بی تفاوت از هر کسی میشه رد شد کاری نکن یه روزی تحملم تموم شه کاری نکن که رفتنت یه روزی آرزوم شه
|+| نوشته شده توسط دریا مهرسا در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ساعت 23:38
گریه کنم یا نکنم؟
بگو بمیرم از غمت فقط بهم بگو همین گریه کنم یا نکنم دوستم داری یا نداری؟ بگو می مونی تا ابد یا باز منو جا می ذاری؟ بهم بگو اما نگو نباشی اینجا بهتره بگو دوستم داری یا نه نذار بمیره خاطره
این دل پر غصه ی من کی دیگه میشه لایقت بسه بذار تموم بشه این همه درد و سادگی گریه کنم یا نکنم می خوام اینو بهم بگی! |+| نوشته شده توسط دریا مهرسا در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 ساعت 15:33
|